تبليغاتX
تک پرستوی جزیره عشق
تک پرستوی جزیره عشق

 

يادته مي گفتي گاه گاهي قفسي مي سازم ،مي فروشم به شما ، تا به آواز شقايق که در آن زنداني ست ،دل تنهايي تان تازه شود،

 

ديگه حتي اون شقايق که اسير قفسه سهراب ،

ساحل يه نفسه،نيست که تازگي بره اين دل تنهايي من ،

پس کجاست اون قفس شقايقت؟

 

منو با خودت ببر به قايقت،

آره راست مي گفتي کاش مردم دانه هاي دلشان پيدا بود ،

کاشکي دلشون شيدا بود،

من به دنبال يه چيز بهترينم سهراب،

تو خودت گفتي بهم ،

بهترين چيز رسيدن به نگاهيست که از حادثه عشق تر است

 

 

نوشته شده توسط | موضوع: | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين Penguin Linksbox


 
Copyright © 2006 - Site bus: & Designer: Hessam Sedaghati